شمس سراج عفيف
429
تاريخ فيروزشاهى ( فارسى )
ملك نائب باربك را بوجه بارگيري داده بود - چون ملك نائب باربك در درسراى حضرت « 2 » شاه آمدي پيلان مذكور پيش ملك مشهور شده ميآمدند - ميان سلطان فيروز شاه و ملك نائب باربك هواخواه اينچنين محبت « 3 » بود كه ملك نائب باربك طعام انگاه خوردي كه سلطان فيروز طعام خوردي - و اگر وقتي حضرت فيروز شاه نيت روزهء نفل كردي ملك نائب باربك نيز از غايت دوستيء شاه و دوستداريء شاهنشاه نيت روزهء نفل كردي - تا كار محبت ملك مذكور بجائي رسيد و به محلى « 4 » آراميد تا آنكه سلطان فيروز برگ نخوردي ملك نائب باربك نيز برگ در دهن نهانداختى چون حضرت شاه برگ در دهن مبارك كردي آبداران « 5 » خاص كه اهل اختصاص بودند آثار اين اخبار بر ملك نائب باربك ميرسانيدند - كه خداوند عالم اين زمان برگ خوردهاند - انگاه ملك مذكور برگ خوردي - و اگر گاه گاهى در اندام مبارك حضرت شاه زحمتي و يا گرانيء پديد آمدي و بدان « 6 » سبب فاقه كردي آن روز ملك باربك نيز فاقه كردي * * بيت * * برادر با برادر بشنو آنست * * * كه گرمي خونشان پيوند جانست *
--> ( 2 ن ) شهريار * ( 3 ن ) محبت بود و موزوني روي نمود كه ملك نائب باربك * ( 4 ن ) همچنين آراميده * ( 5 ن ) شرابداران خاص * ( 6 ن ) و بدان سبب فرمودهء اطبا فاقه كردى *